تنهاتر از سکوت...

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده...

تنهاتر از سکوت...

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده...

آتش و دریا

من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است؟

هنگامی دستم را دراز کردم که کسی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم،

که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه ی آتش شدم،

که در برابرم دریا بود و دریا و دریا ...!

نظرات 2 + ارسال نظر
[ بدون نام ] چهارشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:11 ب.ظ http://delaram62.blogsky.com

سلام،از دکتر هرچی بنویسید عالیه

none چهارشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:17 ب.ظ

خیلی عالیه ادامه بده

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد